بازدید: 431

آلترناتیو

 

نزديك به چهل سال از سقوط شگفت آور سرزمينی كهن و پيشتاز در تاریخ سير انديشه بشري ، در سياه چاله حكومت ديني با جاذبه سحرانگیز اسلام سياسی و چاشنی چپ سنتی می گذرد. هنوز هسته سخت ايران با همه ويرانی،آتش و دود پيرامون خود، به نيروی شگفت آورتر " هىه كس از هيچ جا و همه جا " مانند رخش افسانه ها بر پرتگاه افق جمكرانی، زخمی و خونين اما مغرور و استوار ایستاده است. انجماد مرگ آور توتالیتاریزم رو به قبله دینی از یک سو و دوزخ دایه هم دست و دهان قديمی آن يعنی بیشتر انقلابيون دگر انديش پنجاه و هفت از سوی ديگر، همچنان با دست های آلوده و بی رمق گلوی ققنوس نو بالیده از خاكستر هزاره منتهی به قاجار را مي فشارند. هر از گاهی هم اگر به ناچار دست های خسته از فشردن درمانده، كابوس پرواز دوباره بر فشارحلقه های آراسته به فریب و شعبده افزوده است . باور نمی کنند كه هسته سخت، گريز پا و نا بلعیدنی ایران، فرا سوی قرن ها هنوز يك پارچه برمدار زندگی، مدارا و امید می چرخد. هسته ای که در قلب درخشان آن گفتار، کردار و پندار نیک می تپد و در تاریخ پیدایش خود بیشترین سازه های تمدن امروز بشری را از آزادی و رواداری تا همزیستی و حقوق انسانی که همه سرمایه دمکراسی لیبرال امروز است، در خود فشرده است. سازه هایی که راز بقای آن است و پرتوهای آشکار و پنهان آن هنوز از ژرفنای هزاره ها بر تمدن های هند، آسیا و اروپا از قله های اندیشه، فلسفه، عرفان و خرد گرایی تا دامنه های سیاست ورزی و اداره جوامع بزرگ می تابد.

اگر ریشه وپیشینه دموکراسی لیبرال را در تاریخ باستان از دمکراسی آتنی و پیش ازآن درایران جستجو نکنیم، در سیر پیدایش آن از قرن پانزده با طلیعه رنسانس و تا جنبش مشروطه و صنعتی با شکوه بریتانیا و سپس انقلاب آمریکا و سرانجام انقلاب کبیر فرانسه به عنوان نقاط عطف در قرون بعدی ، تردید و اختلافی نیست. از ظهور تا سقوط امپراتوری های باستان تا بروز و زوال فاشیزم ، کمونیزم و اقمارآن وتا انقلاب های رنگی وبهار عربی و تا امروز با همه آنچه که پرشتاب درتحول و موازنه نوین جهانی می گذرد، دو گزینه همواره در کشاکش و نبرد بوده اند.

از یک سو استبداد و خودسری فردی یا گروهی در جامه ایدئولوژی های توجیه گر گوناگون و از سوی دیگر عشق غریزی بشر به آزادی و حقوق انسانی در جامه پیکار های مردمی و دگردیسی آهسته آن در روند رفرمیسم ، سکولاریزم و خردگرایی به سوی بنیادهای لیبرالیزم ودمکراسی و باز خوانی آن تا دموکراسی لیبرال، تاریخ را نوشته اند.

در هر دو سو، ملت ها و سر زمین ها آوردگاه آزمون های دشوار و گاه چند صد ساله بوده اند. بررسی سیر تاریخی و چرخش گاه های بزرگ به خوبی گزینه پایدار را نشان داده است. آلترناتیوی که از هزار توی حوادث همچنان بالیده و پیش آمده است و امروز رقیب در خور ذکری در جهان توسعه یافته و مدرن ندارد. در برابر آن در کشورهای عقب افتاده نیز همان روند دگردیسی آهسته پیش می رود. در میانه، ملت های آگاه ولی درگیر پیکار مردمی با دیکتاتوری های رنگارنگ نیز پیشاپیش بیشتر راه را بالا خزیده و در حال فوران های مهیب و بزرگ هستند.

در این گروه ، ایران نمونه درخشان و آشکار است. به ویژه پس از جنبش مشروطه، همه گزینه ها در میدان اندیشه و عمل بخت خود را آزموده اند. نکته ای پوشیده برکسی نمانده است. حتی کودکان ایرانی در زندگی روزمره از کودکستان تا مدرسه و از کوچه و بازار تا عرصه های هنری و فضای مجازی، همه مرده ریگ تاریکی های گذشته را آشکارا به چالش کشیده اند. همه، حتی همدستان کنونی حکومت در بیرون نیز چشم برترک های پیله ای دوخته اند که می دانند پروانه اش در راه است. پروانه ای با دو بال آزادی و دمکراسی. برخی نیز از همان سقوط بهمن پنجاه وهفت، پروانه را در رویای کرم دیده بودند. اندیشه ورز بزرگ ایران معاصر و بنیانگذار حزب لیبرال دمکرات مشروطه ایران دکتر داریوش همایون ازهمان ابتدا بر هسته سخت و مدار آن چشم دوخته و یک سره پای می فشرد. اکنون بر هموندان و هم فکران اوست تا چشم از آنچه او نشان داد برندارند و آنگونه نشود که می گویند بودا ماه را نشان داد ولی همگان به انگشت او خیره شدند! کنگره دوازدهم حزب می تواند گام های هنوز بزرگتری در راه پایه گذار فقید خود بردارد.

امروز اندیشه لیبرال دمکراسی تایید تاریخی خود را از دگردیسی ملت ایران در اندیشه ، سبک زندگی و درعرصه پیکار مسالمت آمیز مردمی و مبارزه بالنده مدنی گرفته است. اندیشه ای که ترازویی شده است برای وزن کشی تمامی نیروهای مدعی در اپوزیسیون از درون تا بیرون کشور. اگر هم کسی جرات پا نهادن بر این ترازو را ندارد ، بداند و شاید هم می داند که وزن همه درصد ودوازده سال اخیر تاریخ ایران وبه ویژه در چهل سال آخر با دقت برآورد شده است. روزهای باقی مانده می تواند آخرین فرصت قبل از اعلام نهایی وزن ها از سوی مردم ایران باشد. فرصتی که می تواند همه وزن ها را برهم افزوده و آزمون و جبرانی افتخار آمیز باشد برای رسیدن به گرد پای ملتی کهن که تحسین وجدان بیدارجهانی را برانگیخته است. دیگر کسی بر این هسته سخت دندان نخواهد فشرد.
آلترناتیو آینده ایران دیری ست رقم خورده است.

ابراهیم آهنیان
08 آگوست 2018