نگاهی به کنشگران درونکشوری

بازدید: 554

 

               2 web 4

یانیه مشترک

 

نگاهی به بيانيه های کنشگران درونکشوری

 

(از نگرگاه سازگاری آنها با پروژه براندازی حکومت اسلامی در راستای برقراری

يک نظام سکولار و دمکرات و ايران مدار)

هم ميهنان گرامی

          همهء داده ها گواه از آن می دهند، که ميهن مان ايران به يکی از لحظات سرنوشت ساز تاريخ خود نزديک می شود؛ لحظه ای که می‌ تواند با کوشش و هوشياریِ تک تک ايرانيان راه کشور را بسوی «آزادی و آبادی» و سرفرازی هموار سازد و يا، با درنگ و کم خردی، روزگار تلخ کنونی را حتی به روزگاری بس وخيم تر درآورد.

          در اين ميان، ما دو حزب کوشنده ايرانی، يکی جمهوری خواه و ديگری خواهان پادشاهی پارلمانی، سال ها است که به آن «گزينهء آزاد و آباد» انديشيده و پيش نيازهای برقراری اش را سنجيده و اعلام داشته ايم و همواره حرکات ديگر نيروها را در دوری و نزديکی شان به آن پيش نيازها بررسی کرده ايم.

          خواست ها و ارزش های ما همواره ساده و خردبنياد بوده اند:

          - ما ايرانی می خواهيم، که هرگونه تبعيض بين شهروندان اش از ميان برداشته باشد و در آن تک تک ايرانيان با همه تفاوت های جنسی و جنسيتی، فرهنگی و زبانی، دينی و بی دينی، در برابر قانونی، که بر بنياد مفاد اعلاميهء جهان گستر حقوق بشر نوشته و تصويب شده برابر باشند.

          - و می دانيم که اين برابری بدست آمدنی نيست، اگر که ساختار حاکميت کشورمان بر بنياد ارزش های يک ايدئولوژی و يا يک مذهب پی ريزی شده باشد و ازاينرو باور داريم، که قانون اساسی کشورمان بايد بهمهء ايرانيانِ رنگارنگ با يک چشم بنگرد.

          - باور داريم که انسان ايرانی در آينده ای شايسته بايد حق شادمانی و آزادی و برخورداری از حمايت های اجتماعی را داشته باشد و اين به دست نمی آيد مگر آنکه سراسر ملت مان بر بنياد قانونی دمکراتيک با يکديگر هم پيمان شده و اين پيمان والا را با جان و دل پاس بدارند.

          - و سرانجام بر آن باوريم، که همهء شهروندان کشور بايد بتوانند در همهء تصميم گيری ها و امور مناطق سکونت خويش دخالت داشته باشند، تا با افزايش حس پيوستگی به جامعه ای آزاد و باز ايرانی، پاسداری از مرز و بوم کشور را وظيفه خود بدانند.

          نيک آشکار است که چنين حکومت و کشوری با آنچه «جمهوری اسلامی» خوانده می شود از پايه ناسازگار است و بدون نابودی اين حکومت سنگواره بدست آمدنی نيست. ازاينرو، اکنون که اين هيولای ايرانسوز در سراشيب فروپاشی افتاده است بايد بتوانيم هر گونه جنبش و موضع گيری سياسی را با خواست ها و آرزوهای بالا سنجيده و ارزيابی کنيم.

          ما آگاهيم که، بويژه در درون کشور و زير شمشير خونريز اين «حکومت اسلامی» دشمن خوی، بيان اين آرزوهای انسانی يا هيچ شدنی نيست و يا نمی توان بدون رقيق کردن شان بيان  داشت؛ اما کافی است تا دريابيم، که هر اعلاميه و موضع گيری را، که بيشتر از گذشته بسوی آيندهء آرمانی ايران گام نهاده است، با همهء نارسائی های ممکن، قدر بدانيم و آرزو کنيم که اين رودخانه های کوچک هرچه زودتر بسوی دريای بی کران آزادی و دمکراسی راه پيدا کنند و تا رسيدنِ به آن بهم بپيوندند و هر دم خروشان تر شوند.

          ما می دانيم که خواستاری تغيير قانون اساسی حکومت کنونی - که بخاطر وجود اصولی اش «غير قابل تغيير» است - می تواند، بعنوان يک شعار، اشاره ای به انحراف ريشه ای همين قانون باشد.

          ما می دانيم که خواستاری استعفای به اصطلاح رهبر انقلاب اسلامی، پيش از آنکه دست اجل او را از روی «منبر ايرانسوز» به ژرفای خاک براند، می تواند حکم اشاره به ديرک چادری باشد که چون فرو ريزد کل چادر فرو خواهد ريخت.

          و نيز می دانيم، که اينگونه خواست ها را، حتی درگستره آن زبان دربندی که در درون کشور به کار می رود، بايد ارزشمند شمرد، اگر که گامی به سوی «آماجگاه درست» توانند برداشت. اما همان وظيفه تاريخی که بر دوش گرفته ايم نيز به ما می فرمايد، که هشيار باشیم تا حکومتِ در حال فروپاشی از زبان محدود گشته و ديگرِ داده های دوزخِ درونکشوری، که در اين چهل سال پديد آورده، بهره برداری تاکتيکی نکند، آنگونه که تاکنون پيوسته انجاميده است.

          پيام ما، در شرايط کنونی، به فرزندان ايران زمين آن است که بيش از هميشه با چشم هشیار جنبش ها و گفتارها را بنگرند و اگر آنها را گام های محتاط رزمندگانی يافتند، که بسوی براندازی ريشه ای اين رژيم گام بر می دارند، و نيز آينده را به دست هرج و مرج ماجراجويانه نمی سپارند، از آنها پشتيبانی کنند، و اگر در آنها امکانی برای بهره برداری رژيم يافتند، واکنش بايسته را بیانجامند.

          در اين راستا،دو حزب ما که برای آينده ای می کوشند، که در آن آزادی انديشه و کنش هر ايرانی تضمين شده باشد، از هيچگونه رايزنی با رزمندگان سرفراز درونکشوری تن نخواهند زد.

          نابود باد حکومت اسلامی مسلط بر کشورمان ايران

          برقرار باد حکومتی دمکراتيک، سکولار و ايران مدار

          هايده توکلی - دبيرکل حزب مشروطه ايران (ليبرال دمکرات)

          منوچهر يزديان - دبيرکل حزب سکولار دموکرات ايرانيان